تبليغاتX
tooltip

tooltip

اختصاصي ايرنا
رييس انجمن نويسندگان ومنتقدان تئاتر ماندني شد
"محمد رسول صادقي " رييس انجمن نويسندگان و منتقدان تئاتر که در مراسم سالانه اين انجمن از سمت خود کناره گيري کرده بود با وساطت مدير عامل و رييس هيات مديره مرکزي خانه تئاتر در سمت خود ماندني شد.
صادقي روز چهارشنبه به خبرنگار ايرنا، گفت: "هر چند به دليل خستگي چندين ساله از فعاليت هاي صنفي در حوزه تئاتر بسيار خسته هستم و نياز به استراحت و تجديد قوا دارم، اما به احترام همکارانم درهيات مديره مرکزي خانه تئاتر تا پايان اين دوره درخدمت انجمن نويسندگان و منتقدان خواهم بود."
وي در هفتمين جشن سالانه انجمن منتقدان و نويسندگان تئاتر که در تالار انديشه حوزه هنري با حضور افرادي ازجمله " عزت الله انتظامي " ، " محمد رضا شجريان " و " علي نصيريان " بر پا شد به دليل آنچه که وي خستگي کاري عنوان نمود از سمت خود کناره گيري کرد .
" حسين شاکري " سخنگوي اين انجمن پس از گذشت يک ماه از کناره گيري صادقي در گفت گو با يک رسانه ، اين کناره گيري را رد کرد و افزود: چنين چيزي صحت ندارد. ايشان هرگز استعفاد نداده ، بلکه به دليل فشار کاري ، ابراز خستگي و گله خود را بيان کرده است.
رييس انجمن نويسندگان ومنتقدان تئاتر با بيان اين که اصولا فعاليت هاي صنفي درايران به دليل عدم پشتوانه مالي ونبود تجربه چندان موفق نيست، تصريح کرد: خانه تئاتر با وجود همه مشکلات و بودجه نامناسب در ساماندهي فعاليت هاي صنفي اعضاي خود کوشش بسياري کرده است.
عضو موسس انجمن نويسندگان ومتنتقدان خانه تئاتر ابراز اميدواري کرد تا اعضاي انجمن هاي هنري چه در کسوت هيات مديره و چه به عنوان عضو انجمن همگي خود را در منافع جمعي مسئول و مشترک بدانند و در فعاليت هاي جمعي منافع شخصي را مد نظر قرار ندهند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:50  توسط tooltip  | 

:: کلی لینک جالب
 


افراد مشهور ماه تولد شما !

ماه مورد نظر خویش را انتخاب کنید و بر روی آن کلیک کنید :


فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

امرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند




خواجه نصیرالدین طوسی

حکیم ابولقاسم فردوسی

رهی معیری

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا

ارد بزرگ

فریدون مشیری

مولانا جلال الدین محمد بلخی

استاد عباس سحاب

اشرف الدین حسینی (نسیم شمال)

شیخ محمود شبستری

نورالدین عبدالرجمان جامی

صادق هدایت

دکتر عبدالحسین زرین کوب

هوشنگ گلشیری

خواجه محمد پارسا

محمد فرخی یزدی

پژمان بختیاری

فروغ فروخزاد

لطف الله نیشابوری

ابوالقاسم الهامی (لاهوتی)

شمس کسمایی

کریم امیری فیروزکوهی

صدرالدین عینی

شهریار

محمود حسابی

پرفسور فاطمی

شیخ بهایی

مهدی حمیدی شیرازی

بزرگ علوی

حسین عظیمی

بابا طاهر

نادر شاه افشار

محمدرضا شفیعی کدکنی

جلال آل احمد

پروین اعتصامی

نیما یوشیج

شهرام ناظری

عماد خراسانی

بدر جاجرمی

کوروش

مهدی اخوان ثالث

داریوش

خشایارشا

داریوش سوم

اردشیر

شاپور

انوشیروان

خسرو پرویز

یزد گرد سوم

سورنا فرمانده بزرگ ایرانی

یعقوب لیث صفاری

مردآویج

دکتر حسین فاطمی

الب ارسلان

دکتر سعید کاظمی آشتیانی

استاد علی اکبر صنعتی

ابوریحان بیرونی خوارزمی

دکتر جعفر شهیدی

آنه‌ ماری‌ شیمل

ژان‌شاردن‌

ابومسلم خراسانی

دکتر غلامحسین یوسفی

ابوالحسن احمد بن ابراهیم اقلیدسی

دکتر نصرت الله باستان

جبار باغچه بان

نیوتن

پایولو کوییلو

توماس فولر

ارشمیدس

سهراب سپهری

دکتر محمد مصدق

عمران صلاحی

دکتر مهدی قالیبافیان

رودکی

کسائی مروزی

دکتر مظفر بقایی کرمانی

محمد بن زکریای رازی

دکتر احسان یار شاطر

حسن تقی زاده

بیهقی

شهید بلخی

فخر گرگانی

ذبیح الله منصوری

ادیب الممالک فراهانی

قطران تبریزی

دقیقی

عبدالله موحد

تیمورتاش

داوود پیرنیا

پروفسور محسن هشترودی

ابوالحسن خان صبا

کلنل علینقی وزیری

باقر خان سالار ملی

محمد معین

قمرالملوک وزیری



مشاهیر صاحب ریش







مشاهیر صاحب سبیل










مشاهیر بدون ریش و سبیل








مشاهیر با ریش و سبیل فانتزی






ماخذ : http://aznamatanahan.blogsky.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:50  توسط tooltip  | 

ضرورت توجه به شعر معاصرفارسی

ضرورت توجه به شعر معاصرفارسی

دل بستن به نام‌هاي غير ايراني

فرض مي‌كنيم مثلا يكي از همين روزها من، شما و يا يكي از شاعران معاصر ايراني جايزه نوبل هم گرفت.


 آيا اين ادبيات خلوت! و اين مجموعه شعرهاي دلتنگ مخاطب ناگهان به سبد خانواده‌هاي ايراني سرازير مي‌شود؟ واقعيت اين است شعر معاصر در دورترين فاصله‌ ممكن با طيف گسترده‌اي از جامعه قرار گرفته و در حالي كه روز به روز به تعداد شاعرانش افزوده مي‌شود از تعداد مخاطبانش كاسته مي‌شود. اين همه در حالي ا‌ست كه طبق آمار رسمي وزارت ارشاد و با يك پرس و جوي ساده از كتابفروشي‌هاي سطح كشور به اين واقعيت تلخ مي‌رسيم كه مجموعه شعرهاي شاعران خارجي روز به روز فروششان بيشتر مي‌شود. سوال اينجاست آيا به واقع مرغ‌هاي همسايگان غاز شده‌اند يا مثل خيلي از چيزهاي ديگر جنس خارجي به ايراني ترجيح داده مي‌شود؟ مثلا چطور مي‌شود مردم عزيز ما در عين حال از شعرهاي شاعر درجه چند‌مي مثل مارگوت بيكل لذت ببرند و از طرفي مجموعه شعرهاي ناظم حكمت يا پابلو نرودا را هم خريداري كنند؟ آيا واقعا سطح شعرهاي معاصر داخلي حتي در حد ترانه‌هاي بسيار بد ترجمه شده‌ فلان شاعر متوسط خارجي هم نيست؟ مهم‌ترين معضلي كه شعر معاصر از آن رنج مي‌برد بي‌اعتمادي مخاطبان نسبت به جريانات معاصر شعر داخلي‌ است. بخش اعظمي از اين مشكل بدون شك بر گردن رسانه‌هاي جمعي و سيستم آموزشي ا‌ست. به راستي چند درصد مخاطبان علاقه‌مند به ادبيات با تحولات شعري معاصر آشنا هستند؟ و چند درصد اين افراد شناختشان از شاعران نامدار جهاني را مديون همين رسانه‌ها و يا سيستم‌هاي آموزشي مي‌دانند؟ براي مثال شبكه چهار در برنامه‌هاي مختلف آثار شاعران و نويسندگاني از قبيل اليوت، ويرجينيا وولف و حتي ريچارد براتيگان را معرفي مي‌كند ولي وقتي پاي ادبيات معاصر داخلي به ميان كشيده مي‌شود نهايت به روز بودن اين برنامه‌ها بررسي آثار سهراب سپهري ا‌ست. آيا واقعا مسائل حاشيه‌اي آدمي مانند براتيگان از شاعران و نويسندگان داخلي كمتر است كه داخلي‌ها را محدود مي‌كنيم و خارجي‌ها را در بوق؟ واقعيت تلخي كه مدت‌هاست شاعران معاصر به آن تن داده‌اند اين است كه تنها راه براي پذيرفته شدن وجهه‌ شاعري‌شان توسط رسانه‌هاي جمعي و حتي اساتيد و جزو‌ات دانشگاهي عبور از يك سن مشخص و جا پاي مو سفيد كرده‌هاي سال‌هاي دور است. انگار هر نوع تلاش براي ايجاد زيبايي‌شناسي متفاوت در آثار يك فرد نشان بيماري واگيرداري ا‌ست كه همگان را مجاب مي‌كند از نزديك شدن اين فرد به باقي افراد جامعه جلوگيري كنند. متاسفانه درك اين مساله دست‌كم براي شخص من مشكل است كه چطور منتقد و تهيه كننده يك برنامه‌ تلويزيوني توان تحليل و درك كتاب دشوار و پيشرويي مانند صيد ماهي قزل‌آلاي براتيگان را دارد ولي همين آدم وقتي با آثار ساده‌تر نويسندگان داخلي مواجه مي‌شود، با تبصره‌ ساده‌ «من چيزي از اين متن نمي‌فهمم» خود را از زير بار وظيفه‌ معرفي چنين آثاري ر‌ها‌يي مي‌بخشد. همانطور كه گفتم تنها راه براي اينكه برنامه‌هاي تخصصي ادبيات به آثار پيشرو و متفاوت معاصر بپردازند مورد تحسين واقع شدن اين آثار توسط آنسوي مرز‌‌هاست. شايد هم براي اينكه نگاه اين برنامه‌ها و حتي ذائقه‌ مردم را به اين باور برسانيم كه آثار نوشته شده‌ شاعران ايراني هم مي‌تواند جذابيت‌هايي برايشان داشته باشد ناچار بشويم شعر خارجي را هم مثل خيلي از اقلام توليد خارج از كشور مشمول حكم قاچاق كنيم!!! و آنوقت براي مترجمانش هم حكم تعزيراتي صادر كنيم. شايد در اين صورت و به واسطه بالا رفتن قيمت و كمياب شدن! چنين آثاري مردم دوست داشتني و برنامه‌سازان محترمي كه عادت كرده‌اند به صرف ديدن نامي غير ايراني روي جلد يك كتاب به آن كتاب به چشم يك شاهكار نگاه كنند، ناچار شوند كمي هم روي خوش به آثار هموطنانشان نشان بدهند. حقيقت اينجاست عدم آشنايي بسياري از اساتيد دانشگاهي حوزه‌ ادبيات با پيشنهادهاي ارائه شده‌ جديد شعر فارسي در طول سال‌هاي اخير در حالي اتفاق مي‌افتد كه اين بزرگواران خواندن آثار بسياري از نام‌هاي آن سوي آبي را به شاگردان خود توصيه مي‌كنند. طبيعي ا‌ست كه عوارض چنين كم‌توجهي باعث مي‌شود بسياري از فارغ‌التحصيلان رشته‌ ادبيات به هنگام مواجهه با آثار متفاوت داخلي حالتي شبيه جن‌زدگان پيدا كنند و به اين احساس دچار شوند كه گويي در طول سال‌هاي تحصيل از قافله‌ زمان عقب مانده‌اند. بسيار ديده شده كه بعضي از اين عزيزان كه بايد به واسطه‌ تحصيلات آكادميك‌شان توانايي پذيرش پيشنهادهاي جديد را داشته باشند وقتي با شاعران پيشرو معاصر روبه‌رو مي‌شوند چنان برخوردهاي پرخاش‌گرايانه‌اي نشان مي‌دهند كه انگار اين شاعران به واسطه‌ تلاش براي خلق آثاري ديگرگونه به مال و اموال و ناموس اين دوستان دست درازي كرده‌اند. يكي از جالب‌ترين برخوردهايي كه شاهدش بودم گفت‌وگو با يكي از دوستان داراي مدرك دكتراي ادبيات بود كه وقتي به‌طور تصادفي مجموعه شعر يكي از شاعران دهه‌ شصت را خواند از اين آشنايي‌ به عنوان كشف استعدادي جديد در ادبيات فارسي توسط خودش ياد مي‌كرد و وقتي من به او توضيح دادم كه شاعر موردنظرش در قياس با ظرفيت‌هاي شعر امروز چندان شاعر برجسته‌اي نيست دچار چنان ياسي شده بود كه انگار به اديسون گفته باشي برق را قبل از تو كسي اختراع كرده. به‌هرحال چاره‌ كار پذيرفتن غاز نبودن مرغ‌هاي همسايه است. آنهم توسط كساني كه به واقع بدون داشتن صلاحيت لازم نقش معرفان ادبيات معاصر را در رسانه‌هاي جمعي و ديگر مراكز مورد اعتماد جامعه براي آشنايي با ادبيات امروز بازي مي‌كنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:7  توسط tooltip  | 

آمار وحشتناک خط مطلق فقر در ایران

سعيد مدني، پژوهشگر فقر در گفت‌‌وگو با «تهران امروز»:

آمار فقر در ايران واقعي نيست

نرگس رضایی:هفته گذشته در شرايطي روز جهاني فقر را پشت‌سر گذاشتيم كه وزير رفاه پس از ماه‌ها تعلل در اعلام آخرين آمار خط فقر و تعداد افرادي كه پايين‌تر از اين خط قرار گرفته‌اند بالاخره آمار و ارقامي را ارائه داد كه از نظر تحليلگران مسائل اجتماعي چندان نزديك به واقعيت نبود و با واقعيت‌هاي اقتصادي موجود جامعه انطباق نداشت.


عبد‌ا‌لرضا مصري آمار افراد زير خط فقر مطلق را 7 ميليون و 303 نفر اعلام كرده و گفته بود كه تعداد افراد زير خط فقر مطلق در سال 85، 5/7 درصد افزايش داشته است كه علت عمده اين افزايش به پرداخت اجاره بهاي مسكن و قيمت‌ آن مربوط مي‌شود. گرچه اعلام اين اعداد و ارقام از سوي مراجع رسمي گريز‌ناپذير‌ بود اما واقعيت اجتماعي گسترش فقر در جامعه ايراني حكايت مي‌كند كه تا پيش از اين با اعلام آن توسط بخش‌هاي غير دولتي و NGO‌ها سعي مي‌شد بي‌اهميت جلوه داده شود. با وجود ارائه اين آمار از سوي وزير رفاه لزوم تلقي درست از اين پديده تلخ اجتماعي و در نظر گرفتن متغير‌هاي متعدد را در مواجهه با شرايط نامتوازن و نابرابر ياد‌آوري مي‌كند. شرايطي كه هميشه با نحوه توزيع درآمد ملي و يا درآمد سرانه همراه بوده و شناخت اين نا‌برابر‌ي‌ها يكي از مشكل‌ترين مسائل اجتماعي است كه هم ديد منفي نسبت به آن وجود دارد و هم بررسي پيامد مهم آن يعني پديده فقر به نمودار فرهنگ كسي كه فقر را مي‌بيند و كسي كه فقير است در نقطه‌اي كه به فقرا بايد خدمات ارائه شود تلاقي پيدا مي‌كند. گرچه امروزه بحث درباره فقر و كاهش ابعاد آن، نه ريشه كن كردنش مد روز شده است. بحثي كه در حد نيكوكاري به سبك قرن 19 است، اما در صدد درك مكانيسم‌هاي اقتصادي و اجتماعي به وجود آورنده فقر نيست و اين در حاليست كه ابزار و وسايل علمي – تكنولوژيك ريشه‌كن كردن فقر اكنون وجود دارد. تحليلگران مسائل اجتماعي معتقدند كه با توجه به درآمد‌هاي نفتي ايران شرايط فقر‌زدايي در ايران بيش از هر كشوري مهياست ولي با وجود اين، فقر روز‌به‌روز به علل نامعلومي گسترش مي‌يابد به گونه‌اي كه حتي نماينده كرمان از فقر در اين استان در حد گرسنگي سخن مي‌گويد و از سياست‌هاي اشتباه در اين رابطه انتقاد مي‌كند و يا كارشناسان با در نظر گرفتن متغير‌هاي اجتماعي و تغيير جمعيت، وضعيت اقتصادي و تورم موجود در كشور تخمين مي‌زنند كه 12 ميليون ايراني زير خط فقر مطلق باشند، چون براساس گزارش بهداشت جهاني 12 ميليون ايراني از سوء‌تغذيه رنج مي‌برند و افرادي هم كه زير خطر فقر قرار گرفته‌اند حتي توان تامين خوراك خود را ندارند. موضوعي كه پژوهشگران مسائل اجتماعي مدام در تحقيقات و گزارش‌هاي خود به آن اشاره مي‌كنند و از گسترش فقر در ابعاد مختلف نگران‌اند. سعيد مدني يكي از اين پژوهشگران مسائل اجتماعي است كه بيشترين تحقيقات را در مورد فقر انجام داده و در ايران جامع‌ترين تحقيقات در اين رابطه به او اختصاص دارد. كارشناسي به تناقض آمار رسمي و غير‌رسمي از فقر در كشور اعتقاد دارد و مي‌گويد: در كشوري كه روي درياي نفت واقع شده است خط فقر را نمي‌توان با ملاك‌هاي بنگلادش، پاكستان و صحراي آفريقا مشخص كرد و از خط بقا سخن گفت.
***
همزمان با روز جهاني فقر، وزير رفاه و تامين اجتماعي كشور آمار افرادي كه زير خط فقر مطلق هستند را 7 ميليون و 303 هزار نفر اعلام كرد و اين در حالي بود كه بسياري از كارشناسان و تحليلگران امور اجتماعي اين آمار را غير‌‌واقعي دانسته و حتي يكي از كارگزاران دولتي اعلام كرد كه حداقل 25 ميليون نفر زير خط فقر هستند كه از اين تعداد 12 ميليون‌شان فقير مطلق‌اند. اين پا‌را‌د‌و‌كس را در اعلام آمار فقر چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
وقتي راجع به آمار فقر صحبت مي‌كنيم بلافاصله بايد معناي خاصي از فقر را در ذهن خود داشته باشيم، به عبارت ديگر آمار فقر را بدون تعريف فقر نمي‌توان ارائه داد. در واقع اگر منظور از آمار فقر نيست جمعيت زير خط فقر يا تعداد فقرا باشد بديهي است كه هر‌چقدر در تعريف خودمان استاندارد‌هاي بالاتري را براي فقر در نظر بگيريم بر جمعيت زير خط فقر افزوده خواهد شد و در مقابل هر‌چقدر اين استاندارد‌ها را تنزل و معيار‌هاي حداقلي را مورد نظم قرار دهيم طبيعتا از جمعيت فقرا كاسته خواهد شد. مثلا وقتي راجع به فقر شديد يا آمار جمعيت فقيري كه درآمد لازم را براي تامين مايحتاج اوليه مثل غذا ندارند، بخواهيم اظهار‌نظر كنيم بلافاصله بايد به اين سوال پاسخ بدهيم كه تامين چه ميزان كالري افراد را از گرسنگي مي‌رهاند. در اينجا ممكن است پاسخ در حد فاصل 2000 تا 2300 كالري تغيير كند و هر كدام از اين ملاك‌ها را در نظر گيريم آمار جمعيت زير خط فقر تغيير كند، از سوي ديگر فرض كنيم و با هم به توافق برسيم كه ملاك درآمد كافي براي تامين 2000 كيلو كالري در روز است، پس از آن بلافاصله اين سوال مطرح مي‌شود كه اين 2000 كيلو كالري بايد با چه كيفيتي تامين شود. آيا با سفره غذايي كه در آن پروتئين‌ها و ويتامين‌ها به ميزان كافي وجود دارد يا سفره غذايي كه با نشاسته‌ها مثل نان و ماكاروني و چربي‌‌ها و يا قند و شيريني تامين مي‌شود؟
قيمت سفره غذايي اول بسيار گران‌تر از سفره‌ غذايي دوم است. پس مي‌بينيد كه به سادگي نمي‌توان آمار فقر را مشخص كرد اما در هر حال نكته مهمي كه بايد روي آن پافشاري كرد اين است كه در كشوري كه روي درياي نفت قرار دارد و درآمد سرانه آن 60 تا 70 ميليارد دلار است خط فقر را نمي‌توان با ملاك‌هاي بنگلادش، پاكستان و صحراي آفريقا مشخص كرد. در گزارش توسعه جهاني بانك جهاني كه در آن مبارزه با فقر در صدر برنامه‌ها قرار گرفته، فقر چيزي فراتر از عدم تكاپوي درآمد يا توسعه انساني پايين پيش‌بيني شده است. در گزارش مذكور خط فقر عبارت است از آسيب‌پذيري و فقدان قدرت براي دسترسي به فرصت‌هاي برابر، بنابر اين فقير نبودن به معناي گرسنه نبودن نيست بلكه داشتن مسكن، پوشاك، سلامت و دسترسي به درمان، دسترسي به آموزش، امنيت شغلي، اميد به آينده و بالاخره به قول امارتياسن، عدم وجود محدوديت براي قابليت‌هاي يك فرد است به اين معنا سهم قابل توجهي از جمعيت شهري و بيشتر از آن روستايي كشورمان زير خط فقر قرار دارند. پس بايد بين خط فقر مطلق كه درآمد لازم براي تامين غذاست، خط فقر مطلق كه درآمد لازم براي تامين حداقل نياز‌هاي اوليه مثل خوراك، پوشاك، مسكن، آموزش و بهداشت و درمان است و خط فقر نسبي كه معمولا به عنوان درصد معيني از ميانه يا ميانگين توزيع درآمد يا هزينه جامعه در نظر گرفته مي‌شود فرق گذاشت. مدتي پيش در گفت‌وگو با يكي از روزنامه‌ها گفتم كه ميانگين درآمد جامعه‌ (براساس طرح هزينه درآمد خانوار) در حدود دهك‌هاي هفتم و هشتم قرار گرفته و بنابر اين سهم جمعيت زير خط فقر نسبي افزايش يافته و خبرنگار آن روزنامه به تصور اينكه بر اين اساس 80 درصد جامعه زير خط فقرند، تيتر اغراق‌آميز و نادرستي را زده بود در حالي كه در آنجا بحث سر خط فقر نسبي بود كه مبين نابرابري است و معناي آن اين است كه جمعيت با درآمد كمتر از درصد معيني از ميانگين درآمد جامعه، زندگي سطح پايين‌تري در مقايسه با ديگران دارند، اگرچه ممكن است همه آنها فقير (مطلق) نباشند. در هر حال بر پايه محاسباتي كه اخيرا در مطالعه دكتر راغفر گزارش شده است در سال 1383 درصد خانوار‌هاي شهري زير خط فقر مطلق 29 درصد و خانوار‌هاي روستايي 28 درصد است. بر‌پايه همين مطالعه خط فقر مطلق يك خانوار 5 نفره در سال 1384 در مناطق شهري 238 هزار تومان و در مناطق روستايي برابر 148 هزار تومان بوده است. البته اين محاسبات ايشان و بسياري از صاحب‌نظران ديگر نتايج طرح آمارگيري هزينه درآمد خانوار است كه توسط مركز آمار ايران انجام مي‌شود و به همين دليل و هم به دليل آنكه يك مرجع دولتي اين اطلاعات را منتشر مي‌كند. برخي معتقدند بنابر شواهد و يافته‌هاي گزارش شده معمولا تعديل شده هستند و وضعيت را به مراتب بهتر از آنچه هست تصور مي‌كنند.
آمار‌هايي كه نهاد‌هاي دولتي مثل وزارت رفاه اعلام مي‌كنند با آمار‌هاي واقعي چقدر فرق مي‌كند؟
مشكل اساسي كه وجود دارد اين است كه با‌وجود اينكه به طور قانوني مراجع مشخصي براي تعيين خط فقر و جمعيت زير خط فقر معين شده‌اند، اما اظهارات و ادعاهاي ضد‌‌و‌نقيضي از سوي مراجع رسمي مطرح مي‌شود، مثلا در روز‌هاي اخير وزير رفاه بدون توجه به بيش از نيم قرن تلاش اقتصاد‌‌‌‌‌دانان و اهل فن براي تعيين روش‌هاي محاسبه و خط فقر و انبوهي از دانش و اطلاعات در اين زمينه گفته بود اعتقادي به تعيين خط فقر ندارد اما جدا از اين اظهارات عجيب و غريب كه امروز بسيار هم طبيعي قلمداد مي‌شود، عموما فاصله قابل توجهي بين آمار دولتي فقر و ارزيابي كارشناسان و استادان مستقل وجود دارد، دولت سال‌هاست كه ادعا مي‌كند جمعيت زير خط فقر مطلق چيزي كمتر از 10 درصد خانوار‌هاست و با‌وجود وضعيت اقتصادي نابسامان با شاخص‌هاي تورم دو‌رقمي و نرخ سرمايه‌گذاري پايين و بسياري شواهد ديگري وضع را به مراتب بهتر از آنچه هست توضيح مي‌دهد. در حالي كه واقعيت چيز ديگري است و با آنچه توسط مسوولان دولتي مطرح مي‌شود تفاوت زيادي دارد.
سياست‌هايي كه دولت براي حمايت از فقرا اتخاذ كرده تا چه اندازه جنبه اجرايي داشته و چند درصد آنها در حد طرح باقي‌مانده است؟
به گونه‌اي كه قابليت‌ اجرايي شدن در جامعه ايران را نداشته است، سياست‌هاي دولت در حمايت از فقرا جزو سياست‌هاي بحث انگيز بوده و در مواردي كشمكش‌هايي را در پي داشته است كه لازم است اين سياست‌ها را در دو دسته قرار داد. دو دسته سياست‌هايي كه در برابر هم قرار دارند. به اين صورت كه يك دسته تلاش مي‌كنند از طريق كمك‌هاي مستقيم و پرداخت مستمري و يا كمك خيريه‌اي و بلاعوض و بدون توجه به كار‌كرد اقتصادي اين كمك‌ها و منابعي كه صرف آن مي‌شود فقرا را زنده نگه دارند. حاميان اين رويكرد سال‌هاست كه بخش قابل توجهي از منابع عمومي و اعتبارات دولتي را صرف ثابت نگهداشتن نوع زندگي فقرا و استمرار درماندگي آنها مي‌كنند و به طور اساسي به نتايج حاصل از عملكرد كلان اقتصاد نيز توجهي ندارند. يكي از نهاد‌هاي رسمي كه با رويكرد امداد به جمعيت مستضعف جامعه تشكيل شده است و حاميان سياست آن در نظام برنامه‌ريزي كشور اين طرز تفكر را نمايندگي مي‌كنند و علاقه‌اي هم به تغيير آن ندارند و همه ساله هم اعلام مي‌كنند كه جمعيت بيشتري از فقرا را تحت پوشش قرار داده‌اند و دولت بايد به ازاي هر فرد تحت پوشش بودجه آنها را افزايش دهد. اين چرخه معيوب نزديك به 30 سال است كه مي‌چرخد و بودجه قابل توجهي را هم مي‌بلعد. در چند سال اخير صندوقي با رويكرد مشابه با اين نهاد رقابت مي‌كند و با وجود برخي اختلافات سياسي اين دو رويكرد‌شان به فقر همان است كه توضيح دادم.
اما رويكرد دوم مساله فقر را در كادر اقتصاد كلان و سياست‌هاي اجتماعي ارزيابي مي‌كنند و بيشتر از آنكه متمايل به كمك‌هاي مستقيم به فقرا باشد سياست‌هاي توانمند‌سازي اشتغال‌زايي و پيشگيري را توجيه مي‌كنند. نكته قابل توجه اين است كه قوانين جاري خصوصا قانون نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي هم رويكرد دوم را مد‌نظر قرار داده و تجويز مي‌كند، اما عملا مسوولان ذي‌ربط كمترين توجهي به اين قانون نمي‌كنند و بودجه‌هاي توانمند‌سازي را صرف خريد جهيزيه براي دختران مي‌كنند. ظاهرا دولت اصرار دارد خانواده‌اي تشكيل شود تا متلاشي شود. براي همين قسمت اول يعني تشكيل خانواده را در آمار خودشان به عنوان دستاورد منيت مي‌آورند، اما قسمت دوم را حاصل مخالفان يا سياه‌نمايي، در حالي كه موضوع و شكل رويكرد و سياست دولت در برخورد با فقراست كه اشكالات اساسي دارد.
مطالعات جامعه‌شناسي نشان مي‌دهد كه هرچه فقر گسترش بيشتري داشته باشد جرم نيز ابعاد تازه‌اي پيدا مي‌كند و به موازات فقر گسترش مي‌يابد، به طوري كه يك جامعه‌شناس ايتاليايي در اين زمينه معتقد است كه فقر بيش از هر عاملي بر كيفيت و كميت جرم تاثير مي‌گذارد. با توجه به آمار جرايم كه كارشناسان انتظامي آمار آن را رقمي بالا اعلام مي‌كنند، رابطه فقر را با جرم چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بارها در مورد رابطه فقر و جرم بحث شده و تعداد زيادي از مطالعات، اين رابطه را تاييد كرده‌اند. به اين صورت كه براساس مطالعات جامعه‌شناسي و شواهد، محلات و اجتماعات فقير شهري محل تجمع گروه‌ها و باند‌هايي هستند كه دست به شرارت و اعمال خلاف مي‌زنند، اما مساله جديدي كه به سرعت در شرايط اجتماعي ايران در حال شكل‌گيري و ظهور است تاثير نابرابري‌هاي اجتماعي و اقتصادي و جرم و بزهكاري است. اغلب‌ ما تصور مي‌كنيم كه زنان فقير در بيشتر موارد براي رها‌يي خانواده و متعاقب آن برابر رهايي خودشان از فقر و بدبختي به اعمال خلاف تن مي‌دهند. اين موضوع ارزيابي درستي است اما امروز اين تصور همه واقعيت را توضيح مي‌دهد. در واقع براساس مطالعات بسياري از جامعه‌شناسان بخش قابل توجهي از دختران و زنان براي آنكه به سرعت فاصله بين زندگي فعلي و زندگي بهتر را حل كنند به اعمال خلاف روي مي‌آورند. آنان حاضر نيستند در جامعه‌اي كه شكاف اجتماعي و اقتصادي در آن هر لحظه عميق و عميق‌تر مي‌شود ناظر سقوط فرد و خانواده خود در گروه طبقات فرودست باشند و براي رهايي از اين سرنوشت محتوم، هر گزينه‌اي را تجربه مي‌كنند. مشابه اين وضعيت درباره بسياري ديگر از جرايم و مشكلات اجتماعي صادق است. بنابر اين رابطه فقر و جرم‌پذيرفته شده است بايد به فكر تاثير نابرابري روزافزون بر رشد جرايم بود.
چندي پيش وزير رفاه در مورد چگونگي تعيين و محاسبه خط فقر گفت كه بانك اطلاعاتي كه با كار كارشناسي انجام شده باشد نداريم و اعلام خط فقر 90 درصد به ميل افراد بستگي دارد. او در توضيح خط فقر شديد، به مبناي سبدي 18 قلم كالاي اساسي اشاره كرد و گفت كه خط فقر شديد بر مبناي اين سبد تشكيل و براساس قيمت يك سال اين سبد و ميزان مصرف آن براي هر فرد تعيين مي‌شود. فكر مي‌كنيد اين اظهار نظر آقاي وزير تا چه حد كارشناسانه باشد آن هم در شرايط اجتماعي – اقتصادي امروز جامعه؟
من معتقدم كه اين اظهار‌نظر‌ها را نبايد چندان جدي گرفت و راجع به صحت و كارشناسانه بودنش بحث كرد. چون آقاي وزير قبل از ارائه اين نظرات حتما بايد يك دور قانون نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي را مطالعه مي‌كرد تا قانوني را كه بر پايه آن وزارتخانه شكل گرفته را مي‌شناخت واقعيتي كه در حال حاضر وجود دارد و نمي‌توان با هيچ ادله‌اي آن را توجيه كرد. اين است كه عملكرد اين وزارتخانه در رابطه با مسائلی مثل فقر و برخي مسائل مهم اجتماعي كاملا در تعارض با اهداف تاسيس آن قرار دارد. من بيشتر از وزارت رفاه نگران سازمان تامين اجتماعي هستم كه با دارا بودن حداقل نيم قرن دانش و تجربه نظام بيمه‌اي به واسطه سياست‌هاي غلط و غير‌كارشناسانه وزارت رفاه هر لحظه در معرض ورشكستگي و بحران قرار دارد، بحرانی كه سرمايه چند نسل كارگران و قشر زحمت‌كش جامعه را در معرض خطر قرار مي‌دهد. من هميشه گفته‌ام و باز هم ‌تاكيد مي‌كنم كه وزارت رفاه قرار نبود يك كميته امداد بزرگ شود، بلكه قرار بود همه سازمان‌هاي حمايتي را به تجديد‌نظر و اصلاح سياست‌ها و برنامه‌هايشان وا دارد ولي متاسفانه چنين نشد.

http://tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=37581

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:2  توسط tooltip  | 

علي فلاحيان : سعيد امامي يك نخبه امنيتي بود

 علي فلاحيان : سعيد امامي يك نخبه امنيتي بود
 ايران اکونوميست: وزير اسبق اطلاعات در گفت‌‌وگويي مشروح به سوالاتی درباره قتل‌هاي زنجيره‌‌اي، بسترهاي ظهور و به قدرت رسيدن عناصر اصلاح‌طلب، چرايي اقبال اصلاح‌طلبان به هاشمي و ارزيابي عملكرد دولت نهم پاسخ گفت.
ایران 16/7/1386

علي فلاحيان در گفتگو با فارس با رفع اتهام از سعيد امامي در قصه قتل‌هاي زنجيره‌اي، وي را يك نخبه امنيتي، قوي و خدوم معرفي كرد و گفت: من سعيد امامي را مقصر قتل‌هاي زنجيره‌اي نمي‌دانم چرا كه او آن وقت كاره‌اي در وزارت نبود كه وي را مقصر بدانم.

وي با اشاره به تعبير اصلاح‌طلبان كه فتنه قتل‌هاي زنجيره‌اي را يك «لقمه چرب» معرفي مي‌كردند، گفت: آنها براي رسيدن به اهداف خود نگذاشتند اين لقمه چرب بر زمين گذاشته شود.

وزير اسبق اطلاعات با دفاع از عملكرد خود در دوران وزارتش، آن دوره را يكي از بهترين دوره هاي اين وزارتخانه دانست و افزود: وزارت اطلاعات در آن زمان وزارتي قوي و كارآمد بود كه داراي ارتباطاتي قوي با سرويس‌هاي اطلاعاتي آلمان، فرانسه، اسپانيا و كشورهاي اسلامي بود.

فلاحيان در پاسخ به اين سوال كه ارزيابي شما از شخصيت آقاي هاشمي چيست گفت: من هاشمي را مردي مي‌دانم با آرمان‌هاي بزرگ براي ملت ايران كه دلش مي‌خواهد بستر اجراي آنها را فراهم سازد.وي دليل نزديكي اصلاح‌طلبان در برهه كنوني به آقاي هاشمي رفسنجاني را نياز آنان به هاشمي دانست و افزود: اگر اين روزها سخن از مثلث اصلاحات گفته مي‌شود به دليل پشتوانه ملي و بزرگي است كه هاشمي از آن برخوردار است. آقاي هاشمي مديري شجاع بوده كه در دوران كاهش قيمت نفت به 12 دلار، توانست زيربناها را بسازد و در انتخابات نهم رياست جمهور هم عليرغم همه جوسازي‌هاي منفي در مورد خانواده‌اش توانست 10 ميليون راي بياورد كه اين پشتوانه اصلاح‌طلبان را به طمع انداخته است.

فلاحيان تخريب‌ هاشمي توسط طيفي از كارگزاران در دوران اصلاحات را ناشي از تحليل اشتباه آنان دانست و تاكيد كرد: اين طيف الان در تحليل‌هايشان به اين نتيجه رسيدند كه اشتباه كردند. آنها فكر مي‌كردند جامعه با ارزش‌هاي ديني فاصله گرفته و از شعارهاي انقلاب خسته شده و يا هجوياتي همچون دوران پيري انقلاب فرا رسيده است.

فلاحيان معتقد است اصلاح‌طلباني كه امروز خود را به هاشمي نزديك كرده‌اند، به هيچ وجه از گذشته خود بازنگشته‌اند چرا كه هيچكدام آنها نيامدند بگويند آرمان‌هاي امام را قبول داريم و پاي آنها سفت ايستاده‌ايم. آنها هنوز هم در رسانه‌هايشان حرف‌هاي ليبراليستي مي‌زنند.

وزير اسبق اطلاعات، تبليغاتي همچون وجود خفقان در دوران دولت هاشمي را تبليغات واهي اصلاح طلبان دانست و تصريح كرد: براساس تبليغات اصلاح‌طلبان، فضاي دوران ما فضاي خفقان بود در حالي كه فجيع‌ترين اتفاقات در دوران آنها اتفاق افتاده است.

وي در پاسخ به اين سوال كه مهمترين چالش امنيتي كشور در دوره كنوني چيست، گفت: من مهمترين چالش كشور را در دوره كنوني براندازي نرم مي‌دانم و معتقدم برخي رسانه‌هاي داخلي با زير سوال بردن گذشته و ارزش‌هاي انقلاب درصدد بي‌تفاوت كردن مردم به انقلاب اسلامي هستند.

فلاحيان نقاط نقاط قوت دولت نهم را توجه به استعدادهاي منطقه‌اي و افزايش قدرت خريد مردم مي‌داند و در عين حال دو برابر شدن رشد نقدينگي، افزايش تورم و رشد قيمت‌ها و گراني مسكن را از نقاط ضعف دولت مي‌داند.

فلاحيان در پاسخ به اين سوال كه نظر شما درباره كتاب شنود اشباح چيست، گفت: كتاب شنود اشباح را مجموعه‌اي از حرف‌هاي ژورناليستي مي دانم كه هنر مولف در جمع‌آوري تكه‌هاي روزنامه‌هاي و به هم چسباندن آنها بوده است.

وزير اسبق طلاعات در پايان، هاشمي را مرد اميد و سازندگي، خاتمي را مرد حرف و احمدي‌نژاد را داراي هر دو ويژگي معرفي كرد.

 

http://www.iraneconomist.com/Show.asp?nid=18769

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 18:31  توسط tooltip  | 

احمد شاه مسعود و ارد بزرگ Ahmad Shah Massoud & Orod Bozorg

 

احمد شاه مسعود   و   ارد بزرگ  Ahmad Shah Massoud & Orod Bozorg

 

چندی پیش خاطره ای می خواندم از یکی از فرماندهان پیشین ارتش افغانستان ، در مورد ارتباط عاطفی ارد بزرگ و احمد شاه مسعود

آن خاطره گویای روابط نزدیکی ، در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان را داشت سالهای که کابل ، هرات و  مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود .
هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران  می شدند  و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر به زانو در  خواهد آمد،  و اندک نیروی ملت افغانستان هم قربانی سیاستهای متجاوزانه پاکستان و امارات  واقع شود .
ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد  و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار  می گیرد.
در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .
آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...
در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته  (احتمالا از پس یک نبرد) و آهوی ظریف و  کوچک ، گونه  خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که  از ارد بزرگ ، یک اسطوره  می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...
احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده  و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم  را می بست تا جراحتم التیام یابد"

 


این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست
 نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.
  او خود  می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این  و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.
 او  به هنر به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است "تائو ، فردوسی و خیام "را بشناسیم او از تائو " لطافت و گذرایی"  و از فردوسی " هدف و آرمان مقدس "  و از خیام " جهان فانی و بی ارزش  " را آموخته است.

 دریا از همه جا پایین تر است و همه رودها در آن می ریزند
ارد مانند دریاست ، فروتر از همه جا و این فروتنی به او عظمت بخشیده است...

 
علی شاهچراغی

http://shah-nama-firdawsi.blogfa.com/ 

 

زندگی نامه این دو بزرگوار بر روی آنها کلیک کنید :

 زندگی احمد شاه مسعود از زبان خودش در گفتگو با احمد شاه فرزان

زندگی نامه ارد بزرگ از پایگاه تاریخ , فرهنگ و تمدن ...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 18:24  توسط tooltip  | 

كامبوزيا پرتوي: ‌سرنوشت «سينماي كودك» را به بخش خصوصي نسپاريد 
  كارگردان سينماي كودك و نوجوان ايران گفت: متاسفانه امروز سينماي كودك نيز در كشورمان گرفتار مافياي توليد و پخش شده است و اگر مي‌خواهيم سينماي كودك شكوفا شود بايد دولت از اين سينما حمايت كند.


كارگردان «گلنار» و «ماهي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد وضعيت امروز سينماي كودك در ايران، گفت: ‌زماني در دهه شصت خورشيدي با برنامه‌ريزي و آينده‌نگري مناسب از طرف مقامات مسئول دولتي، گروه سينمايي كودك به وجود آمد ولي امروزه متأسفانه اين گروه وجود ندارد.
پرتوي ضمن اشاره به توليد فيلم‌هاي موفق و پرفروش كودك در دهه 60 و 70 ، افزود: در واقع، امروز مسئله مهم براي سينماي كودك، اكران نابه‌سامان سينماي ايران است كه وضع بسياري بدي دارد و فيلم‌هاي كودك، جايي در ميان اين وضعيت اكران ندارند.
وي با اشاره به اينكه فيلم‌هاي كودك را بايد در دسته فيلم‌هاي خاص طبقه‌بندي كرد، گفت: اكثر فيلم‌هايي كه خارج از جريان مافياي اكران در سينماي ايران قرار داشته باشد، خوب اكران نمي‌شود و فيلم‌هاي خاص نيز كه رسماً به نمايش در نمي‌آيند، بنابراين حتي در صورت ساخت آثار سينماي كودك نيز نمي‌توان به جذب مخاطب توسط اين آثار اميدوار بود.
پرتوي در ادامه، در مورد مشكلات موجود توليد در سينماي كودك، افزود: نوآوري موضوع مهمي است كه نبود آن در سينماي كودك، شديداً حس مي‌شود. نپرداختن به مسائل نو و ساده انگاشتن سينماي كودك توسط سينماگر، از همان ابتداي پايه‌گذاري اين سينما موجود بود و باعث عدم پيشرفت اين سينما شد.
وي تصريح كرد: با اين ديدگاه، فيلمسازان با استفاده از تكنيك‌هاي و روش‌هاي قديمي به ساخت فيلم كودك ادامه دادند كه در اين مسير، عدم نوآوري باعث ضعيف شدن سينماي كودك شد.
پرتوي افزود: وقتي در سال 67 فيلم «گلنار» را ساختم و از عروسك‌هاي تمام قد در آن استفاده كردم، براي ساخت فيلم «گربه آوازه‌خوان» در سال هفتاد از تكنيك عروسكي پيش‌رفته‌تري استفاده كردم و اگر امروز هم بتوانم فيلم عروسكي بسازم، بايد از تكنيك‌ پيشرفته‌تري در زمينه كار عروسكي استفاده كنم و گام بزرگتري بردارم.
وي گفت: پيشرفت كه در واقع بايد در ذات اين سينما قرار داشته باشد، كاملاً از بين رفته و براي همين، فيلم‌هاي عروسكي و كلاً سينماي كودك ايران پيشرفت چنداني نكرده است.
سازنده «بازي بزرگان» و «ننه لالا» در ادامه افزود: مشكل ديگر وضعيت روز سينماي كودك، مربوط به سينما در شهرستان‌ها است. سينما تنها در تهران و مراكز استان حالت خانوادگي دارد و براي همين حتي در صورت ساخت و اكران فيلم كودك نيز، مخاطبان اين سينما در اكثر نقاط ايران محروم هستند. به عبارتي ديگر اين قشر تنها در مواردي مثل جشنواره رشد يا جشنواره فيلم كودك، قادر به ديدن فيلم‌هاي خاص خودشان هستند.
پرتوي در پايان، در مورد راه حل شكوفا شدن مجدد سينماي كودك به فارس گفت: بايد بخش دولتي از فكرهاي تازه حمايت كند چون بخش خصوصي، قدرت ريسك ‌روي يك كار تازه را ندارد و لزوما بايد بخش دولتي از اين افكار حمايت كند. ما افكار نوين و بزرگي داريم كه بخش خصوصي به آن بها نمي‌دهد و اگر مي‌خواهيم سينماي كودك شكوفا شود بايد دولت از آنها حمايت كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 16:47  توسط tooltip  | 

خسرو شكيبايي در بيمارستان نيست

  
  برخلاف اخبار مطرح شده، خسرو شكيبايي در بيمارستان نيست.
سينما، راديو و تلويزيون 15/7/1386

يك منبع آگاه به خبرنگار سينمايي فارس گفت، حال خسرو شكيبايي كه شايع شده بود به علت بيماري قند در بيمارستان بستري است، كاملا خوب است و موضوع بيماري او صحت ندارد.
شكيبايي در حال حاضر در حال بازي در فيلم«دل شكسته» به كارگرداني علي رويين تن است و به زودي در يك فيلم سينمايي نيز بازي مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 16:46  توسط tooltip  | 

الهام: مگر همسر سخنگوی دولت نام ندارد؟

الهام: مگر همسر سخنگوی دولت نام ندارد؟
 ايران اکونوميست: سخنگوي دولت در پاسخ به اینکه آیا"شما يادداشت هاي همسرتان را پيش از انتشار مي بينيد؟" گفت: خير، تنها پس از انتشار و با شنيدن بازخوردهاي آن متوجه مي شوم. از طرفي برخي مطالبي که به همسر من نسبت مي دهند خلاف واقع است.
ایران 15/7/1386

نشست هفتگي "غلامحسين الهام" با خبرنگاران رسانه هاي مختلف، اين هفته پس از مراسم افطار و در نمازخانه ساختمان کوثر نهاد رياست جمهوري و در جمعي صميمي و دوستانه برگزار شد.

به گزارش برنا، جمعي از خبرنگاران حوزه دولت، شب گذشته با حضور در ضيافت افطاري که از سوي سخنگوي دولت برگزار شد، به گفتگوي صميمي با الهام پرداختند.

در اين مراسم که پس از اقامه نماز مغرب و عشا به امامت غلامحسين الهام برگزار شد، خبرنگاران روزه خود را در کنار سخنگوي دولت افطار کردند و پس از آن در نشستي غيررسمي و دوستانه به گفتگو پرداختند.

در حالي که در ابتداي اين نشست، الهام چندين بار تاکيد کرد که مي خواهد اين بار ساکت باشد و خبرنگاران مسايل خود را بيان کنند و با وي درددل کنند، اما اين نشست صميمانه هم از سوي خبرنگاران به نشستي خبري اما با سوالاتي متفاوت تر تبديل شد.

گويا مهمترين سوال خبرنگاران مربوط به تعطيلات عيد فطر بود. در حالي که مرتب اين سوال از سخنگوي دولت پرسيده مي شد که "بالاخره تعطيلات عيد فطر چند روز است"، يکي از خبرنگاران گفت: آقاي الهام در اغلب کشورهاي اسلامي تعطيلات عيد فطر از دو تا 9 روز است، پس چرا در کشور ما تنها يک روز را به عنوان عيد فطر جشن مي گيريم.

الهام هم در حالي که از حساسيت خبرنگاران نسبت به اين موضوع ابراز خوشحالي مي کرد، گفت: تعطيلات عيد فطر يک روز است. هرچند که امسال حتي يک روز هم نيست؛ چرا که امسال عيد فطر با روز جمعه مصادف است و جمعه خود به خود و هميشه تعطيل است.

وي با اشاره به ديدگاه هاي مختلف بين مسئولان در مورد ميزان تعطيلات کشور گفت: ما نه تعطيلات را نادرست مي دانيم و نه به تعطيلات بيش از حد معتقديم. از طرفي اظهاراتي را که کار مفيد ادارات را در کشورمان کمتر از 20 دقيقه مي دانند، غيرمنصفانه و نادرست مي دانيم.

الهام تاکيد کرد: کارمندان ما افراد زحمت کشي هستند و اين بي انصافي است که درباره کار آنها اين گونه قضاوت کنيم.

وي افزود: البته دولت هم معتقد است که بايد راندمان و بازدهي کارها افزايش پيدا کند اما اين بدان معنا نيست که در قضاوت در مورد کار ادارات بي انصافي کنيم.

سخنگوي دولت در ادامه درباره تعطيلات عيد فطر اظهار داشت: عيد فطر يک عيد مذهبي، معنوي و ديني است و در واقع روز سمبليک و پرمعناي جهان اسلام و از مشترکان فرهنگي مسلمانان است. به عقيده ما اين تعطيلي مثبت بوده و هست ولي انتقادات زيادي به تعطيلات در کشور وارد مي کنند و معتقدند تعطيلات در کشور ما زياد است.

وي اعلام کرد: هر روزى كه به عنوان عيد فطر اعلام شود، تعطيل رسمى است و دولت تصميمى براى افزايش تعطيلات به اين مناسبت ندارد.

الهام در عين حال خطاب به خبرنگاران گفت: من خوشحالم که عده اي هستند که ديدگاه ها و اقدامات دولت را تاييد مي کنند. اگر شما عقيده داريد که تعطيلات عيد فطر بايد افزايش پيدا کند، در رسانه هايتان تحليل کنيد تا نهادهاي قانوني در اين زمينه ديدگاه هاي شما را بشنوند.

در ادامه خبرنگاري از الهام پرسيد، "شما سه شغله هستيد، کداميک از اين مشاغل را بيشتر از همه دوست داريد و براي کداميک بيش از همه وقت مي گذاريد؟" و سخنگوي دولت پاسخ داد: وزارت دادگستري يک جايگاه صوري است. سخنگويي دولت هم يک کار حاشيه اي است.

وي همچنين در پاسخ به سوال خبرنگاري که پرسيد "آيا سخنگويي دولت را مي توان پاسخگويي دولت دانست" اظهار داشت: سخنگويي بخشي از پاسخگويي دولت است اما همه آن نيست.

خبرنگار ديگري از سخنگوي دولت پرسيد "شما يادداشت هاي همسرتان را پيش از انتشار مي بينيد؟" که الهام در پاسخ گفت: خير، تنها پس از انتشار و با شنيدن بازخوردهاي آن متوجه مي شوم. از طرفي برخي مطالبي که به همسر من نسبت مي دهند خلاف واقع است. چندي پيش در يکي از سايت ها نوشته بود که همسر سخنگوي دولت گفته است که احمدي نژاد، آيت الله است. در حالي که با بررسي متوجه شدم اصلا همسر من چنين چيزي ننوشته و کمي که پيگيري کرديم مشخص شد اين سايت به نقل از يک وبلاگ شخصي چنين خبري را نوشته است. در حالي که در آن وبلاگ هم نامي از همسر من برده نشده بود و فقط نوشته بودند يکي از حاميان سرسخت احمدي نژاد، وي را آيت الله خوانده است.

الهام ادامه داد: برخي سايت ها وقتي مي خواهند از همسر من نقل قولي بياورند، مي نويسند "همسر سخنگوي دولت". مگر همسر سخنگوي دولت، نام ندارد يا مگر همسر سخنگويي دولت يک جايگاه قانوني و حقوقي است که اين گونه نقل قول مي کنند؟

در اين نشست خبرنگاري از الهام درباره "علت عدم حضور زنان در کابينه هاي جمهوري اسلامي" پرسيد، که وي به شوخي جواب داد: اکنون يکي از معاونان رييس جمهور خانم است. چون تنها يک نفر مي تواند در هيات دولت از بانوان باشد و از آنجا که همه خانم ها خوب و شايسته هستند و نمي توانيم از بين آنها انتخاب کنيم براي همين در ميان وزرا کسي را از ميان بانوان انتخاب نمي کنيم.

در اين جلسه گفتگوهايي نيز درباره "لايحه حمايت از خانواده" ميان الهام و خبرنگاران رد و بدل شد.

در پايان اين جلسه به پيشنهاد يکي از خبرنگاران، جلسات هفتگي سخنگوي دولت با رسانه ها، ثابت شد و مقرر شد از اين پس نشست خبري سخنگوي دولت، روزهاي سه شنبه از ساعت 10 تا 12 برگزار شود.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:36  توسط tooltip  | 

نراقي: فرح پهلوي نمرده است

   
 ايران اکونوميست: يكي از نزديكان خانوادگي فرح پهلوي، همسر شاه مخلوع ايران خبر فوت وي را كه امروز انتشار يافته بود،‌ تكذيب كرد.
ایران 15/7/1386

"احسان نراقي" رئيس دفتر سابق فرح ديبا در گفت‌وگو بافارس در پاريس با تكذيب خبر فوت وي اعلام كرد شب گذشته با وي تماس داشته و فرح در سلامت به سر مي‌برد و فردا قصد سفر به خارج از فرانسه دارد.
وي گفت: «از منابع ديگر اين شايعه را شنيده‌ام. اما تا اين لحظه مشكلي براي فرح وجود ندارد.»
پيش از اين برخي منابع خبري اعلام كرده بودند، فرح كه به همراه خانواده خود پس از فرار در فرانسه زندگي مي‌كرد صبح امروز، مرد.لذا با اين اظهار نظر نراقي وضعيت فرح تا حدي نامعلوم است.
فرح همسر سوم محمدرضا پهلوي، شاه زمان طاغوت ايران بود كه به همراه همسر خود بعد از تاراج تمام سرمايه متعلق به مردم در پي انقلاب با شكوه ملت ايران اقدام به فرار از ايران كرد.
انتهاي پيام/.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:33  توسط tooltip  |